تبليغاتX
نيلوفرانه عشق

.
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 14:34  توسط dezire  | 

 

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

 

تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم

 

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

 

برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت

 

لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم

 

تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم

 

برای پشت کردن به ارزوهای محال

 

به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارم

 

تو را به خاطر لاله های وحشی

 

 به خاطر گونه ی زرین افتاب گردان

 

برای بنفشیه بنفشه ها دوست می دارم

 

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

 

تو را  برای لبخند تلخ لحظه ها

 

پرواز شیرین خا طره ها دوست می دارم

 

تورا به اندازه ی همه ی کسانی که نخواهم دید دوست می دارم

 

اندازه قطرات باران ، اندازه ی ستاره های اسمان دوست می دارم

 

تو را به اندازه خودت ، اندازه ان قلب پاکت دوست می دارم

 

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

 

تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام ...دوست می دارم

 

برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود و برای نخستین گناه

 

تو را به خاطر دوست داشتن...دوست می دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 13:30  توسط dezire  | 

می آیم و می گـریم در یـک شب بـارانی   

وقتی که تو هم حتی این درد نمی دانی

در عمق نـگاه امشب جـز درد نمی گنجد 

مانده است خوشی هایم در کیف دبستانی

لالایی بـاران را در گــوش دلــم خـوانـدنـد       

صبح است دمی بنشین ای دل دل طوفانی

می بـارد و می ریزد بـر پـهنک رخـسارم     

اشکی که نمی بینی رازی که نمی دانی

بـر سایـه ی دیـواری آویـختم از انـدوه         

می ریخت فرو بر سر ویرانی و ویرانی

بـاران نـگاهـم را بــر آینه مـی بــارم                    

این کیست در آئینه تندیس پریشانی

شعرمن و شعرتو خون شیهه ی طوفانهاست 

بـر دار و ببر مـارا دریـا تـو بــه مهمانی

در جاده به دنبالت می آیم و کوچت را          

می بینم و می گریم در یک شب بارانی

                        

+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 12:52  توسط dezire  |